آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

407

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

حكم بقصور پادشاه صادر ميشد ، بايستى جبران و تدارك كند و گرنه شاكى را حبس ميكردند و او را مجازاتى عبرت‌انگيز نموده اعلام ميكردند ، كه « اينست سزاى كسى كه خواسته است بشاه نسبت ظلم بدهد و بكشور زيان رساند » . پس از ختم اين عمل قضايى پادشاه برميخاست و بتفصيل خدا را شكر و ثنا ميگفت . آنگاه مجددا تاج بر سر مىنهاد و بر تخت مىنشست و از شاكيان ديگر دعوت مىنمود ، كه شكايات خود را عرض كنند « 1 » . اين روايت مسلما تا حدى متكى باسناد تاريخى است ، زيرا كه ادعاى روحانيون زردشتى را مىرساند ، كه خود را در همه محاكم مىخواسته‌اند قاضى و حكم جلوه دهند ، حتى در دعوايى كه طرف مقتدرترين شخص مملكت باشد . منابع تاريخى ما ضمنا خاطر نشان مىكنند ، كه رسم مزبور را يزدگرد اول لغو كرد و او در نظر روحانيان زردشتى منفورترين پادشاه ساسانى است . در اعمال شهدا مذكور است « 2 » ، كه در ابتدا رسم ساسانيان اين بود ، كه هفتهء اول هر ماه همه كس حق داشت نزد مأمورين دولت رفته ، از ظلمى كه دربارهء او شده شكايت كند و دعاوى خود را ، كه رسيدگى نشده باشد ، بشاه عرض نمايد . اين رسم را يزدگرد دوم ( نه يزدگرد اول ) نسخ كرد و در تاريخ طبرى نيز روايتى هست ، كه اين نكته را تأييد مىكند « 3 » . مبانى حقوقى عهد ساسانى كتاب اوستا و تفاسير آن « 4 » و اجتماع « نيكان » يعنى مجموعهء فتاوى علماى روحانى بوده است « 5 » . ظاهرا مجموعهء قانونى بمعنى اخص وجود نداشته « 6 » ، لكن از خلاصه نسكهاى اوستاى ساسانى ، كه در كتاب

--> ( 1 ) - جاحظ ، تاج ، ص 163 - 157 ؛ شرح مختصرتر در سياست‌نامه نظام الملك ، چاپ شفر : ص 39 - 38 ، ترجمه ص 56 و ما بعد . ( 2 ) - هوفمان ، ص 50 . ( 3 ) - ر ك ص 307 - 306 اين ترجمه . ( 4 ) - زند ، ر ك بالاتر ص 74 - 73 . ( 5 ) - دينكرد ، كتاب هشتم ، فصل 20 ، فقره 69 . ( 6 ) - بارتلمه ، زن در حقوق ساسانى ، ص 6 .